برای اولین باره که توی این ۷ ماهه که با هم چشم می بستیمو کنار هم بیدار می شدیم
ازت دور شدم
برای اولین باره که توی این یک سال و سه ماهه که با هم بودیم تنها سفر کردی
دلم خیلی برات تنگه
دو روزه که ندیدمت
پشیمونم که چرا باهات نیومدم...
کاش زودتر بیای و تموم بشه چشم انتظاری من گلکم
خیلی وقته که برات ننوشتم عزیزم ... اما حالا هم که می خوام بنویسم اینقدر بغض دارم که نمی تونم خوب بنویسم
دلم میخواست الان خونمون تنها بودمو بلند بلند از دوریت گریه می کردم
دلم میخواست فریاد بزنم تا خالی بشم
همسفر لحظات خوب و بدم
دوستت دارم
خیلی دلم برات تنگ شده عزیزم
الان که اینجا نشستمو برات تایپ می کنم شاید توی راه باشی شایدم اصلا هنوز نیومده باشی
اما همش به خودم دلگرمی میدم که خیلی زود میرسی
وقتی که میرفتی به خودم امید می دادم که یه روزه برمیگردی
حالا هم میخوام امیدوار باشم که توی راهی
خدا کنه زودتر برسی
دلم خیلی تنگه

فقط منتظر صدای عشقتون هستم:
:: نگاشته شده توسط : ..::فاطیما::.. در 88/04/24
[+] |



