تبليغاتX
صدای سکوت

صدای سکوت

سلام دوستای عزیز و قدیمی خودم

اول از یه موضوعی ناراحتم . اونم اینه که قالب عزیز وبلاگم پریده و من دیگه ندارمش

دوم این که بعضی از دوستان از پست های قبلی من اشتباه برداشت کردند

من با تمام مشکلاتم دارم با عشقم زندگی می کنم و سعی می کنم این زندگی رو گرم نگه دارم

و سوم این که این گرما تازگی به آتیش تبدیل شده

و اون آتیش هم ثمره ی عشقمون محمد امین نازنین منه

خلاصه زندگی دو نفره ی ما سه نفره شد

پسرم ۲۳/۳/۱۳۹۰ چشم به دنیای آبی باز کرد

و الان ۴ ماهشه

خیلی دوست داشتنیه

امیدوارم خدا همیشه سلامت برای ما نگهش داره

 

اگه دوست دارین برای نی نی من یه پیام یادگاری بذارین

 

 

+ نوشته شده در 90/07/19ساعت 0:59 توسط ..::فاطیما::.. |




 

 

و با تمام این تلخ و شیرین باز هم زندگی ادامه داره

دوستای گلم دلم از زمونه خیلی گرفته

خوش به حال اون وقتی که با هم بودیمو خوش

خوش به حال اونایی که هنوزم اینجا موندنی هستند و موندگار

و خوش به حال اونایی که توی آتیش عشقشون سوختند و به هم نرسیدند

اما امیدوارم خوش بخت باشید نه عاشق

هنوزم تک تکتون رو خیلی خوب یادمه

و تا آخر عمرم لحظه های خولبی رو که کنارتون داشتم رو فراموش نمی کنم

و ممنونم که بهم سر زدید

باز هم میام پبشتون دوستای گلم

به امید دوباره ای بهتر

 

 

منتظر فریاد های سبزتون می مونم ...

 

+ نوشته شده در 89/02/24ساعت 17:46 توسط ..::فاطیما::.. |


 

 

كاش هيچ وقت نبودي

وقتي بارون مياد بد جوري دلم مي گيره

وقتي تنهام مي ترسم

كاش هيچ وقت نمي ديدمت

حالا كه نيستي

خوب به همه چيز فكر كردم

وقتي به بي وفاييت فكر مي كنم انگار آتيش ميگيرم

ببين حتي وقتي بهت فكر مي كنم هم كلمات درونم آشفته مي شن

كاش به هم نمي رسيديم

حداقل عاشق مي مونديم

شايد اگر مال هم نمي شديم

چند سال بعد كه دوباره همديگر و مي ديديم با عشق نگاهمون گره مي خورد به هم

اما الان..........................

اما حالا ديگه حتي نمي خوام ببينمت

اگه مجبور بشم باهات دوباره زندگي كنم هم

دوستت ندارم

 

خيلي دلگيرم

 

كاش يكي پيدا مي شد تا سر رو شونش بذارمو

 

 بغض چند ماه رو روي دوشش بريزم

 

 

+ نوشته شده در 88/12/13ساعت 14:39 توسط ..::فاطیما::.. |